زنگ می زنم به امیرحسین. اعضاء تیم رفته اند مرز ایران و جمهوری آذربایجان (کرانه رود ارس). من احمق هم مانده ام تهران. صداهای آشنایی از پشت تلفن می آید. سراغ همه بچه ها را از امیر می گیرم و او هم با دست و دلبازی تک تک شان را نام می برد. به همین که حال همگی خوب است و سفر خوش گذشته بسنده می کنم. هر چه باشد با کسی که از توی ماشین با آدم حرف می زند، نمی شود زیاد گپ زد.
حالا هم آمده ام سراغ فیلم ها و عکس ها.
پشت دستم را داغ کرده ام، من بعد به خاطر یک امتحان سه نمره ای خودم را اسیر تهران نکنم.




17 CommentsChronological   Reverse   Threaded
strangerlady wrote on Jun 7, '07
اونجا فوق العاده است . آخرین سفر دسته جمعی خانواده ی ما که تمام اعضا توش حاضر بودن به اونجا بود.از آستارا شروع کردیم رفتیم اردبیل. سریین. دشت مغان و بعد کرانه ی ارس. مسافت خیلی طولانی رو توی یک جاده ی خاکی باریک کنار ارس رفتیم. یک کم ترسناک بود چون همش خطر سقوط وجود داشت. ولی بکر بود. خیلی بکر. شب رو رسیدیم جلفا ولی توی هتل نخوابییدم چون هتل نداشت. یه دونه شبه هتل داشت با کلی ادمای مشکوک میخواستن شناسنامه ی هممون رو نگه دارن. بابام گفت نمی خواد شب رو توی ماشین خوابیدیم.

ولی نمی تونم به این اطمینان بگم که باید امتحانت رو بیخیال می شدی. در هر صورت بعدا هم میشه رفت.
strangerlady wrote on Jun 7, '07
این فیلمه رو نمیشه اول داون لود کرد بعد دید؟ اینطوری هی وسطش قطع می شه.
hamisheh wrote on Jun 7, '07
خوبه... پس فقط من نیستم که زندانی امتحانم این روزا
:-"
erfaningenia wrote on Jun 7, '07
!یا علی جان مقتدای من توئی
munes wrote on Jun 7, '07
:))
sharifhmk wrote on Jun 7, '07
كار خوبي ميكني
gostham wrote on Jun 8, '07, edited on Jun 8, '07

راستی یادم رفت در مورد این فیلم توضیح بدم... ما صبح روز یازدهم فروردین، از باغویه راه افتادیم، اومدیم بندر چیرویه... سه تا قایق گرفتیم... (توجه داشته باشین که یه ایل بودیم)... از بندر راه افتادیم طرف جزیره هندرابی... دریا نه آروم بود و نه طوفانی... ولی باد می اومد... یه کمی که از ساحل فاصله گرفتیم، موج ها بلندتر شدند... اینکه می بینید توی این فیلم همگی داریم درباره مردن و اشهد خوندن و امثالهم با هم شوخی می کنیم به خاطر همینه... قایق ما داره خلاف جهت موج ها حرکت می کنه و وقتی از روی هر کدومشون رد می شه، نوک قایق حدوداً نیم متری از روی آب بلند می شه و بعد محکم کوبیده می شه به موج بعدی... توی این بل بشو، افشین (لیدر ارشد تیممون) دوربینش رو ور داشته فیلم گرفته... من دارم بلبل زبونی می کنم... پروین داره سعی می کنه تعادلش رو حفظ کنه (که آخر سر هم نمی تونه و ولو می شه کف قایق)... سلمان اصلاً تو باغ نیست... شادی داره به مهسا دلداری می ده... مهسا الکی الکی هی جیغ می زنه... امیر حسین دو دستی لبه قایق رو گرفته... مریم از هیجان زیاد یه بند می خنده... امید ته قایق، کنار قایق ران لم داده و محض همرنگی با جماعت، داره مثلاً ادای ما رو در می آره که هی بالا و پائین می پریم... دو تا جوون قایق ران چیرویه ای هم فقط و فقط به دریا نگاه می کنن... خلاصه دیگه....! برای خودش تونل وحشتی بود

gostham wrote on Jun 8, '07

عرفان از این حرفا نزن... یهکو دیدی چند روز دیگه من رو به جرم تأسیس فرق ذاله گرفتن و انداختن تو هولوف دونی...!

gostham wrote on Jun 8, '07

کجاش خوبه... ساناز...!؟

gostham wrote on Jun 8, '07, edited on Jun 8, '07
این فیلمه رو نمیشه اول داون لود کرد بعد دید؟ اینطوری هی وسطش قطع می شه.

(این رپلای تصویریه روشنک... یکی رو پیش خودت مجسم کن که موقع حرف زدن هی پشت چشم نازک می کنه...) نیست این فیلمه یه کم خصوصیه... منم دارم حسابی جنگولک بازی در می آرم... لینک دانلودش رو حذف کردم که مبادا به طور غیر قانونی تکثیر بشه مجبور بشم واسه اعاده حیثیت خود کشی کنم... اینطوری طرف چند ثانیه اولش رو می بینه و بعد از خیرش می گذره... دیگه دیگه... وقتی آدم دچار سندرم خود بزرگ بینی حاد باشه، همین می شه دیگه... نیست اینطور...! (آزاده می دونه دارم ادای کی رو در می آرم... ازش بپرس...)

erfaningenia wrote on Jun 8, '07
.اگه می خواستن ازین کارا بکنن، مشهدی علی های قبلی رو می گرفتن
niloofaramini wrote on Jun 8, '07
فعلا که دانلود نمیشه

اما ای کاش من یک قایقران بودم
!
amirdadras wrote on Jun 8, '07
salam ali jan.
jat kheili khali bood. to tak tak jaha yadet boodam. vaghty zang zady dashtam bal dar miovordam biam tehran . delam tang shode vast.
gostham wrote on Jun 8, '07, edited on Jun 9, '07
salam ali jan.
jat kheili khali bood. to tak tak jaha yadet boodam. vaghty zang zady dashtam bal dar miovordam biam tehran . delam tang shode vast.

سلام امیر جان... رسیدن به خیر...!
شرح سفر رو از مریم و سروه شنیدم... یه بار دیگه خوش به حالتون... خوب موقعی رفتین ارس... انشاءالله برنامه بعدی که همگی دوباره دور هم جمع شدیم، حسابی تلافی این دفعه رو در می آرم...!؟
من هم تهران همش به یادتون بودم... در فراق تون کلی آه کشیدیم داداش... !؟

amirdadras wrote on Jun 11, '07
خوب چي تعريف كردن از سفر؟
gostham wrote on Jun 12, '07
خوب چي تعريف كردن از سفر؟

چی شده امیر... نکنه یه کارهایی کردی می ترسی لوت بدن...!؟
راستش رو بگو... از عکس پروفایل افشین تو 360 معلومه توی سفر یه خبرهایی بوده...!؟

amirdadras wrote on Jun 12, '07
اونم چه خبرايي
Add a Comment
   
© 2008 Multiply, Inc.    About · Blog · Terms · Privacy · Corp Info · Contact Us · Help