ReviewReviewReviewReviewانسان اجتماعیJan 8, '08 5:21 PM
for everyone
Category:Books
Genre: Science
Author:رالف دارندورف، ت: غلامرضا خدیوی

«جامعه دقیقاً یک شخص نیست و هر گونه بیان شخصی شده درباره آن باعث اختلاط روابط گردیده و باعث تضعیف استحکام احکام و قضاوت ها درباره آن می گردد.
هر چند جامعه واقعیتی است که فرد می تواند و حتماً بایستی با آن برخورد نماید همان گونه که با یک سنگ یا یک تنه درخت برخورد می کند اما این به تنهایی کافی نیست که ما از سئوال در مورد گردانندگان و کارگردانانِ بازی اجتماعی نقش ها با اشاره ای ساده به واقعیت جامعه طفره رویم. به سختی می توان این واقعیت را که جامعه از اشخاص و افراد به وجود آمده است انکار نمود، [...] با این وجود این تجربه غیرقابل انکار است که جامعه در معنای خاصی نه تنها بیش از اجزای سازنده آن است بلکه ذاتاً ماهیت دیگری غیر از مجموع افرادی که در آن زندگی می کنند، دارد.»
- از متن کتاب -

شاید برداشت اولیه از عنوان کتاب این باشد که نویسنده قصد توصیف انسان را دارد، که البته زیاد هم بیراه نیست. اما سوژه رالف دارندورف (Ralf Dahrendorf) بیش از آنکه انسان باشد، نقش هایی است که او در جامعه به عهده می گیرد. در حقیقت دیوانه هایی که در تیمارستان ها نگهداری می شوند و معمولاً هیچ نقشی به آنها واگذار نمی شود، علی رغم انسان بودنشان، سوژه این کتاب نیستند. آنهااگر پدر باشند، با فرزندان خود صرفاً رابطه خونی دارند و کسی از آنها انتظار پدری کردن ندارد، و یا اگر اندام عضلانی داشته باشند، کسی آنها را تشویق به ورزشکار شدن نمی کند. انسانی که نقش های اجتماعی به او محول می شود و دسته ها و گروه های انسانی از او (چه آمادگی انجام نقش هایش را داشته باشد و چه نداشته باشد) انتظاراتی دارند، از نظر دارندورف، «انسان اجتماعی» است. او این انسان را سوژه جامعه شناسی می داند، و در فصول ابتدایی کتاب تلاش می کند که انسان اجتماعی را از انسان روزمره تمییز دهد.
دارندورف پیش از هر چیزی سعی می کند که منظور خود را از به کاربردن اصطلاح «نقش» تشریح کند و از استعاره نمایش (نقش، بازیگر، صحنه و ...) استفاده می کند. با اینحال صراحتاً اعلام می کند که منظور وی از بکار بردن استعاره نمایش، غیر حقیقی یا غیر واقعی جلوه دادن نقش های اجتماعی نیست. از نظر او نقش های اجتماعی مثل مابه ازاء های تأتری شان، دروغین نیستند، یا در حقیقت، «نقاب» محسوب نمی شوند. او معتقد است که این نقش ها جزئی از شیوه زیست انسان روزمره است و این ایده که «اگر این نقاب ها را کنار بگذاریم، سرشت حقیقی انسان آشکار می شود» چیزی از قسم یک سوء تفاهم است.
دارندورف برای تشریح ایده های خود از شیوه تقریباً غیر معمولی برای نوشتن یک رساله علمی استفاده می کند. مستقیم گویی معمول در رساله های دانشگاهی، در نوشته او دیده نمی شود. به ندرت پیش می آید که او تعریفی دایره المعارفی برای اصطلاحی که بکار می برد، ارائه کند و یا حتی بخشی از تئوری خود را بدون آنکه به شیوه ای جدلی درباره اش صحبت کند، در چند خط توضیح دهد. به بیانی ساده تر، از روی کتاب دارندورف به سختی می توان، برای یک امتحان کلاسی سئوال طراحی کرد. او ایده های خود را نه به شیوه دانای کل، که به شیوه ای جدلی توضیح می دهد. داندورف سعی می کند ایده هایش را، ابتدا خود مورد پرسش قرار دهد. حتی گاهی اوقات با ذکر یک شخصیت موهومی به نام آقای اشمیت و توصیف موقعیت هایی که این شخصیت در آن قرار می گیرد، تلاش می کند تا ایده های خود را مختصری قابل فهم تر کند.
کتاب مستقیماً از زبان آلمانی ترجمه شده و البته ترجمه قابل تحسینی دارد. اصل آن با عنوان Homo Sociologicus در سال 1974 در انتشارات Westdeutscher در دوسلدورف به چاپ رسیده است. واژه ها یا استعاره های نمایشی اند، یا اصطلاحات شناخته شده علوم اجتماعی و یا ابداعات خود دارندورف اند و از آنجا که مولف برای تشریح ایده های خود از نظریه ها و مکاتب دیگر چندان استفاده نکرده، مترجم نیز از نظر واژه گزینی زیاد دچار مشکل نشده است. علائم نقطه گذاری به خوبی رعایت شده اند و با رسم الخط معمول انتشارات آگاه مطابقت دارند.
اگر چه کتاب روان خوانده می شود، اما شاید برای درست خواندنش نیاز به بازخوانی های قسمت های مختلفش داشته باشید و حتی از برخی ایده های آن یادداشت برداری کنید که علی رغم صفحات نسبتاً کم کتاب خوانندنش را طولانی می کند.

انسان اجتماعی: جستاری در باب تاریخچه، معنا و مقوله نقش اجتماعی/ رالف دارندورف؛ ترجمه غلامرضا خدیوی؛ مقابله با متن آلمانی و تصحیح فریدون نوایی – تهران: چاپ اول ترجمه فارسی پاییز 1377 ؛ قیمت 6000 ریال.
ISBN 964-416-100-9

عنوان آلمانی
Homo Sociologicus:
Ein Versuch zur Geschichte, Bedeutung und Kritik der Kategorie der Sozialen Rolle



rezashakiba wrote on Jan 8

ممنون... دیگه خیلی وقته که از این نوع کتابها نخونده ام. خوبه که تو هنوز به این چیزها علاقه داری...

strangerlady wrote on Jan 9
ReviewReviewReviewReview
gostham said
با این وجود این تجربه غیرقابل انکار است که جامعه در معنای خاصی نه تنها بیش از اجزای سازنده آن است بلکه ذاتاً ماهیت دیگری غیر از مجموع افرادی که در آن زندگی می کنند، دارد.»
در واقع همین نقاب ها هستند که سرشت حقیقی رو نشون می دن. اگر کنارشون بزاریم که دیگه چطور یک آدم رو بشناسیم؟ یعنی این که ...

جالبه.
erfaningenia wrote on Jan 9
بله من هم موافقم. اتفاقا در تحقیقی که اخیرا توسط یک موسسه‌ی نظر‌سنجی انجام‌شده، به این نتیجه رسیدند که هشتاد درسد مخاطبین قرمه‌سبزی به فسنجان هم علاقه دارند و ازین میان چهل‌وچهار درسد نیز از قیمه‌بادمجان خوش‌شان نمی‌آید. بنابراین نتایج، به نظر می‌رسد در هفده درسد موارد باقی مانده گوشت به کار رفته در طبخ غذا نقش اساسی را در پایبندی به سنت‌های غذایی مردم جامعه بازی می‌کند.
ازین روست که من نهایتا مایلم نتیجه‌گیری کنم نفوذ فرهنگی دول غربی به‌ویژه دولت متبوع کمپانی مک‌دانلد در خاورمیانه باعث تقویت همه‌جانبه‌ی گروه‌های کمونیستی و چپ در این ناحیه می‌شود. در واقع بهترین راه برای جلوگیری از نفوذ چپ‌ها بیعت جرج‌بوش با ایران است. به امید روزی که نه تنها خانم بینوش، بلکه خانم هیلاری کلینتون و نیز مونیکا لوینسکی و حتی مرحوم خانم بی‌نظیر بوتو و خانم حافظ اسد و خانم قذافی (پدر) با خانم هاشمی‌رفسنجانی بر سر یک سفره آب‌گوشت بزباش با ابروهای پاچه‌بزی خاتمی میل کنند و خانم رجبی هم پس از اعتلاف با خانم رجوی به جمع خانواده‌ی محترم رجبی پیوسته تا از آن‌ها در پایان سریال‌های آقای بیرنگ و رسام تشکر و نهایت امتنان به عمل آید.
در نهایت از همکاری شما دوست عزیز که پس از سال‌ها به میهن اسلامی خود برگشتید تقدیر می‌کنیم.
امیدواریم که پناه توجهات بقال سر کوچه، ضد یخ و زنجیرچرخ مناسب برای مراسم عزاداری و زنجیرزنی و سینه‌زنی تهیه‌کنید. قیمه‌های نذری خود را به این نشانی بفرستید تا از طرف خواجه‌حافظ و خوزه‌ مورینیو جوایزی به برندگان خودرو لوگان بانک‌ها تقدیم شود.
با تشکر
کمیته‌ی کاهش تقاضا
erfaningenia wrote on Jan 9
آهان...نشانی: تهران، صندوق پستی
Add a Comment
How would you rate this book? (optional)
   
© 2008 Multiply, Inc.    About · Blog · Terms · Privacy · Corp Info · Contact Us · Help