سینما یک بیزنس است که در آن «هنرمندان» کار می کنند. تهیه کنندگان بیشتر از آنکه به ارزش هنری و این چیزها فکر کنند، به ارزش تجاری «محصولات» خودشان فکر می کنند و این یک روند کاملا طبیعی است. این وسط خیلی ها نان می خورند و خیلی ها هم به لحاظ هنری ارضاء می شوند. ایده یک داستان معمولا زیاد مهم نیست. بیشتر نحوه پرداخت آن است که مهم است و فرایند تولید یک فیلم آنقدر روشن و ساخت یافته است که به محض پذیرفته شدن کلیات یک داستان، کارها به سرعت به غلطک افتاده و یکی پس از دیگری اجرا می شوند تا در نهایت یک فیلم جدید به بازار عرضه می شود. کسانی که در این کار هستند، اغلب آدمهای حرفه ای بوده و به آخرین چیزی که فکر می کنند، نتایج سیاسی یا پیام عمومی کارهایشان است. هرچند هیچ هنرمندی دوست ندارد کار بی معنی انجام دهد و هنرمندان واقعی حدالامکان به عواقب اجتماعی کارهایشان نیز فکر می کنند، ولی کمتر هنرمندی این روزها از چنین آزادی انتخابی برخوردار است. نویسنده ها و تهیه کنندگان معمولا از مسائل حساسیت برانگیز مذهبی و سیاسی دوری می کنند ولی بعد از اینکه سناریو تکمیل شد، کارها تقریبا بصورت مکانیکی پیش برده می شود.