ReviewReviewجامعه شناسی سینما Aug 5, '07 4:49 PM
for everyone
Category:Books
Genre: Arts & Photography
Author:جورج هواکو- ترجمه: بهروز تورانی

«طرح متروپولیس بسیار روشن است. آشتی نهایی متضمن پای بندی به هیچ تعهدی از جانب طبقه ارباب نیست. فیلم این نظر را القا می کند که برای تبدیل مبارزه طبقاتی به هماهنگی طبقاتی، احتیاج به کنار گذاردن روش استثمار و سرکوب نیست. آنچه که لازم است، این است که بهره کشی از طریق مهربانی (قلب) حالتی ملایم تر بیابد.»
- از متن کتاب -

این جملات نمونه نثر کتاب یا به بیانی بهتر، مشتی نمونه خروار نیست. این بند از کتاب را به این خاطر انتخاب کردم که نشان دهم لحن جورج هواکو (نویسنده کتاب)، گاهی آمیخته به پیشداوری است. او پدیده مورد نظر خود را (در اینجا فیلم متروپولیس) طوری توصیف کرده است که محتوی این توصیف، مؤید نظر او درباره سلیقه طبقاتی کارگردان آن (در اینجا فریتز لانگ) باشد. به این عبارت دقت کنید: «بهره کشی مهربانانه» عمل بهره کشی معمولاً نوعی کنش ظالمانه است که با قید مهربانانه همراه شده است. این ایده هجوآمیز به نظر می رسد و مسلماً عقل سلیم خواننده این ایده هجوآمیز را بر حق نمی داند.
در اکثر جاهایی که صبحت فیلمی به میان می آید، چیز زیادی درباره شیوه تدوین، موسیقی، بازی ها و یا در بیانی بهتر، شیوه ها و تکنیک هایی که در تألیف اثر استفاده شده، گفته نمی شود. هواکو بیشتر از شرایط ساخته شدن فیلم ها (جدال کمپانی ها، رویدادهای سیاسی، جنگ، ظهور و سقوط استودیو ها، نحوه نمایش و ...) و پیام هایی که از فیلم ها تأویل می شود، صحبت می کند تا درباره ویژگیهایی بصری آن ها. انگار که جورج هواکو، به فیلم ها به عنوان آثار تصویری نپرداخته و حتی درباره ویژگی های خاص مکاتب سینمایی مورد بحث خود، که تعلق هر کدام از فیلم ها به این مکاتب منوط به داشتن یا نداشتن این ویژگی هاست، چیز نمی گوید.
نویسنده، به مؤلف و مخاطبان اثر، بیشتر از خود اثر پرداخته است. وابستگی کارگردان به یک گروه یا طبقه اجتماعی، حامیان اصلی ساخت یک فیلم، طبقه اجتماعی مخاطبان، حوادث و رویدادهایی که در ساخته شدن و یا عدم نمایش یک فیلم مؤثر بوده اند و حتی تأثیراتی که یک فیلم یا دسته ای از فیلم ها روی گروه های اجتماعی داشتند، سوژه اصلی کتاب است و تحلیل محتوای خود فیلم ها نیز به ذکر خلاصه ای از داستان و تأویلات هواکو از آنچه فیلم درصدد بیان آن است، محدود می شود.
جورج هواکو، به صراحت اعلام می کند که برای او، فیلم، بخشی از مقوله سمبل های بیانی است. یعنی کلیت فیلم در حکم یک نشانه بر چیزی دلالت می کند و به خودی خود، بیان کننده چیزی است. یا در بیانی آشناتر، فیلم پیامی دارد که برای بیان آن ساخته شده است. با این ایده، آثار سینمایی که فقط و فقط به قصد روایت ساخته شده اند، الکن و گنگ تلقی می شوند و فیلمی مانند «قتل در قطار سریع السیر شرق» (اقتباس سینمایی از داستانی به همین نام از آگاتا کریستی) از آنجا که پیامی برای مخاطب خود ندارند و صرفاً به روایت ماجرایی می پردازند، نادیده گرفته می شود.
این ایده که کلیت یک اثر هنری، باید بر چیزی دلالت داشته باشد، بسیار معمول است. گهگاهی با پرسش هایی از این قسم مواجه می شویم که فلانی با کشیدن فلان تابلو، قصد بیان چه چیزی را داشته؟ مصاحبه های تلویزیونی با مردم کوچه و خیابان درباره سریالی که پخش آن به اتمام رسیده، گپ های سر میز شام درباره فیلمی که اکثر اعضاء خانواده دیده اند و تلاش همکلاسی هایتان هنگام تشریح ایده هایشان درباره نمایشی که دیده اند، پر است از بحث و جدل هایی درباره قصد کارگردان از تألیف یک اثر نمایشی. وقتی نظر کسی را درباره فیلمی جویا می شود، بیشتر اوقات با تلاش وی، برای کاویدن و کشف پیامی نهفته در فیلم مواجه می شوید و در غالب موارد، شیوه بیان مؤلف (در اینجا کارگردان) فراموش می شود.
«جامعه شناسی سینما»، سه فصل اصلی دارد که در آنها به ترتیب به سه مکتب سینمایی «اکسپرسیونیسم آلمان (1931-1920)» ، «اکسپرسیو-رئالیسم شوروی (1930-1925)» و «نئورئالیسم ایتالیا (1955- 1945)» اختصاص دارد. علاوه بر این سه فصل، نویسنده در دو فصل مقدمه و نتیجه گیری به معرفی واژگان کلیدی و مدل تئوریک انتخابی خود و نتایج حاصل از بکارگیری این مدل تئوریک می پردازد. این دو فصل نشان می دهد که این کتاب، یک رساله دانشگاهی است (مثل یک پایان نامه) و به عنوان یک کتاب تألیف نشده است.
در نسخه اصلی کتاب که در سال 1965 با عنوان The Sociology of Film Art، در نیویورک به چاپ رسیده، مقدمه ای از لئو لونتال (Leo Lowenthal) (استاد دانشگاه کالیفرنیا در فوریه 1965) وجود دارد که ترجمه فارسی نیامده است. بهروز تورانی نیز به عنوان مترجم اثر، مقدمه ای به کتاب اضافه نکرده و تلاش تحسین برانگیزی برای حفظ لحن آمیخته با پیشداوری های ریز و درشت متن اصلی کتاب و ویژگی استعاری گویش انگلیسی امریکایی به خرج داده است.
کتاب بسیار روان خوانده می شود و تقریباً عاری از اصطلاحات فارسی جامعه شناسی حاضر است و البته ... به وضوح، مارکسیستی است.

برای دسترسی به شناسنامه کتاب رجوع کنید به اینجا



hamisheh wrote on Aug 5, '07
بیشتر از اینکه متن پست رو بخونم آپلود برام جذابیت داشت.... سلام، مدت زیادی که ندیدمتون اینجاها.... بازم سفر و اردو؟
rezashakiba wrote on Aug 5, '07, edited on Aug 5, '07


سینما یک بیزنس است که در آن «هنرمندان» کار می کنند. تهیه کنندگان بیشتر از آنکه به ارزش هنری و این چیزها فکر کنند، به ارزش تجاری «محصولات» خودشان فکر می کنند و این یک روند کاملا طبیعی است. این وسط خیلی ها نان می خورند و خیلی ها هم به لحاظ هنری ارضاء می شوند. ایده یک داستان معمولا زیاد مهم نیست. بیشتر نحوه پرداخت آن است که مهم است و فرایند تولید یک فیلم آنقدر روشن و ساخت یافته است که به محض پذیرفته شدن کلیات یک داستان، کارها به سرعت به غلطک افتاده و یکی پس از دیگری اجرا می شوند تا در نهایت یک فیلم جدید به بازار عرضه می شود. کسانی که در این کار هستند، اغلب آدمهای حرفه ای بوده و به آخرین چیزی که فکر می کنند، نتایج سیاسی یا پیام عمومی کارهایشان است. هرچند هیچ هنرمندی دوست ندارد کار بی معنی انجام دهد و هنرمندان واقعی حدالامکان به عواقب اجتماعی کارهایشان نیز فکر می کنند، ولی کمتر هنرمندی این روزها از چنین آزادی انتخابی برخوردار است. نویسنده ها و تهیه کنندگان معمولا از مسائل حساسیت برانگیز مذهبی و سیاسی دوری می کنند ولی بعد از اینکه سناریو تکمیل شد، کارها تقریبا بصورت مکانیکی پیش برده می شود.

erfaningenia wrote on Aug 6, '07
از سینما سر در نمی آرم. خجالت بکش به من یه زنگ بزن ببن زنده م مرده م، چه م شده؟
gostham wrote on Aug 7, '07
بیشتر از اینکه متن پست رو بخونم آپلود برام جذابیت داشت.... سلام، مدت زیادی که ندیدمتون اینجاها.... بازم سفر و اردو؟
نه ساناز... فقط یه کمی بی حوصلگی...! همین...! تو که خوبی...!؟ مبادا مثل من باشی...!؟
hamisheh wrote on Aug 7, '07
پسرخالم راست می گه، یه زنگ بهش بزنه الان موقعیتش حساسه
نه... بی حوصله نیستم.... کلافم، اونم گاهی، هی می گیره هی ول می کنه
!!!


من رضا رو هم خیلی وقته که ندیده بودم اینجا ها.... خوبی؟
shabniya wrote on Aug 7, '07
Salam Ali Joun, Naboudi? Vaghti Rafti ... :)
mahmir wrote on Aug 8, '07
ببخشید ، اکسپرسیو - رئالیسم ؟ یه کم گیج شدم ، هر چند مکتبها در همه هنرها به یک گونه تعریف
نمی شوند ، شاید دید من تجسمی باشه ، ولی آخه ؟ ......
در ضمن ، جناب علی آقای رفیع یا رفیعی؟ تازه فهمیدم ، شما چرا جزء اون خاصان روزگارید !! هی میگفتم بابا اینم از .... ، خب خداروشکر
:)
gostham wrote on Aug 8, '07
mahmir said
ببخشید ، اکسپرسیو - رئالیسم ؟ یه کم گیج شدم ، هر چند مکتبها در همه هنرها به یک گونه تعریف
نمی شوند ، شاید دید من تجسمی باشه ، ولی آخه ؟ ......
در ضمن ، جناب علی آقای رفیع یا رفیعی؟ تازه فهمیدم ، شما چرا جزء اون خاصان روزگارید !! هی میگفتم بابا اینم از .... ، خب خداروشکر
:)

مکتب رسمی هنر دولتی شوروی، رئالیسم سوسیالیستی بود... رئالیسمی که هدفش بازنمایی شیوه زیست توده ها بود... حالا اگه اثر هنری با تکنیک های اکسپرسیونیستی اجرا بشه، حاصل کار اکسپرسیو- رئالیسم ئه... مثلاً فیلم رزمناو پوتمکین (سرگئی آیزنشتاین)... ماجرای شورش ملوان های یه کشتی جنگی ئه... فیلم نامه رئالیستی نوشته شده... داستان به فرم خطی از ابتدا به انتها روایت می شه... طراحی لباس و صحنه رئالیستی ئه... اما در بازی ها و تدوین فیلم از تکنیک های اکسپرسیونیستی استفاده شده... ولی روی هم رفته خیلی اصطلاح دقیقی نیست... شک ات به جاست...!؟

ولی به جان خودت من از هر آدم عادی ایی، عادی ترم... می گی نه... از عرفان بپرس...!؟
(علی رفیع)

mahmir wrote on Aug 9, '07
ممنون بابت توضیحات ، افتاد

اینکه شد قضیه همون شاهد ودم و..... ، حالا این خاص گفتن من زیاد چیز خوبی هم شاید نباشه !!! زیاد تعارف نکنین :) الان تو حس وحال ور زدن نیستم ، یه موقع سر فرصت روشنتون میکنم ، فقط اینو بگم پرو فایلتون کمک کرد! ... ....
سپاس
Add a Comment
How would you rate this book? (optional)
   
© 2008 Multiply, Inc.    About · Blog · Terms · Privacy · Corp Info · Contact Us · Help