اکثر این سرودها به گوش شما آشناست و حتی ترانه برخی از آنها را از بر هستید. چندتایی از این ها مکرراً از رادیو و تلویزیون رسمی ایران پخش شده اند و شاید بقیه را در جلسات رسمی و غیر رسمی گروه های غیر حاکم شنیده باشید. البته شاید هم یکی از اعضاء خانواده تان، قوم و خویش تان و یا حتی یکی از دوستانتان، به خاطر سابقه عضویت در یکی از گروه های معارض سلطنت پهلوی، چندتایی از این سرودها را در آرشیو شخصی خود داشته باشد. تعدادی از آنها به صورت رسمی منتشر شده اند. مثل مجموعه سپیده (آهنگساز: محمدرضا لطفی، خواننده: محمدرضا شجریان، ضبط شده از کنسرتی در دانشگاه ملی ایران، به گمانم سال 1359)
بیشتر این آهنگ ها نشانه هایی هستند که مستقیماً بر سوژه خود دلالت می کنند. واژه هایی مثل فریاد، خون، شهید، استبداد و مراعات النظیر های آنها به وضوح در بیشتر ترانه ها ابراز می شوند. (مانند: آزادی، خواننده: شهرام ناظری) برخی از ترانه ها هم که لحنی استعاری دارند، تلویحاً به تغییر زمانه اشاره می کنند. (مانند: بهاران خجسته باد، ترانه سرا: کرامت دانشیان) حتی موسیقی هم مثل ترانه صریح الهجه است. ضربآهنگ بیشتر سرودها، تداعی کننده مارش های نظامی است. سازها تنوع چندانی ندارند و بیشتر آهنگ ها با گروه همخوان یا کر اجرا شده است. حتی بخشی از ملودی که توسط گروه همخوان اجرا می شود، با نت های تکراری که تداعی کننده صدای یک ساز ضربی است، اجرا می شود و غالباً صدای انسان (آواز، همخوانی و ...) به صورت فریاد شنیده می شود.
این مجموعه نشانه مستقیماً بر واقعه ای از قسم انقلاب، شورش و ... دلالت دارند. چیزی که در آن جنگ و گریزی وجود دارد و حتماً کسی در حال مبارزه با کس دیگری است. ظلمی در کار بوده و مبارزه مظلوم باید با لحنی حماسی، روایت شود.
شنونده نمی تواند به چیز دیگری فکر کند. صراحت نشانه، امکان تأویل متن را از او می گیرد. حتی اگر در ترانه به رودی اشاره شود که در میان کوه ها در جریان است، لحن موسیقی تداعی کننده یک ایده رمانتیک درباره زیبایی های رود، نیست. خواننده ترانه را رسا اجرا می کند، با صدایی بم و گروه همخوان با لحن حزن انگیزی به او پاسخ می دهند. رود جان دارد، در سیاهی شب در حال گذر است، انتظار صبح را می کشد و دارد می رود تا به دریا بپیوندد. (اشاره به سرودِ رود، متعلق به سازمان چریک های فدایی خلق)
مطمئناً، خیلی از شما این سرودها را گاه و بی گاه گوش نمی دهید. گوش دادن این سرودها شبیه شنیدن یکی از سمفونی های بتهوون یا یکی از تکنوازی های محدرضا لطفی نیست. زمانی که یکی از پرلودهای شوپن را گوش می دهید، تقریباً از پیش معلوم نیست به هنگام شنیدن قطعه به چه چیزی فکر خواهید کرد. اما فکر می کنم برای شنیدن این سرودها، به یک بهانه نیاز دارید. بهانه ای برای یادآوری اتفاقات سالهای 50 و 60 ایران. اتفاقاتی که خیلی از ما و خانواده هایمان در آنها درگیر بودند و یادآوریشان، چندان خالی از لطف نیست.
سرودها:
- آزادی (براساس غزلی از فرخی یزدی- از مجموعه چاووش)؛ دکلمه: مهدی فتحی؛ خواننده: شهرام ناظری.
- بهاران خجسته باد؛ ترانه سرا: کرامت دانشیان.
- برپا خیز (برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن)؛ اجرا شده توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق.
- فدایی؛ اجرا شده توسط اعضای سازمان چریک های فدایی خلق.
- رود؛ اجرا شده توسط اعضای سازمان چریک های فدایی خلق.
- سپیده؛ آهنگساز: محمدرضا لطفی؛ خواننده: محمدرضا شجریان.
- شهید؛ خواننده: شهرام ناظری.
- ورسیون فارسی سرود انترناسیونال (سرود جهانی گروه ها و احزاب کمونیست).
اگر درباره شناسنامه این آهنگ ها اطلاعات بیشتری دارید، خوشحال می شوم که در قسمت نظرات (Leave a reply)، برای تکمیل این پست، مطالب خود را بنویسید.