من همیشه به تهران، به چشم یک شهر اداری نگاه می کنم. شیراز به خاطر جاذبه های توریستی متعددش، به چشم من یک شهر توریستی است، اصفهان به خاطر کارخانه های ریز و درشتش، یک شهر صنعتی است و بوشهر به خاطر گمرک پر رفت و آمدش، یک بندر بازرگانی است. اما تهران به خاطر ادارات متعددش، بیشتر از هر چیز به مجموعه ای از اداره ها شباهت دارد. شاید به همین خاطر است که عنوان شهر اداری را برای آن بکار می برم، نه اینکه واقعاً یک شهر اداری باشد.
تیم سایت کوچه های تهران، این سایت را یک نشریه الکترونیکی شهری می دانند و آنطور که خودشان گفته اند سعی دارند به مسائلی بپردازند که کمتر در رسانه های رسمی و جا افتاده منتشر می شود. این ایده، جالب است. انگار در رسانه های رسمی و جا افتاده (که معمولاً منظور رادیو و تلویزیون است) دسته ای از مسائل وجود دارند که مطرح نمی شوند. انگار آن چیزی که در رسانه های رسمی و معمولاً پر استفاده مطرح می شود، نوعی صحنه سازی است و یا طفره رفتن از گفتن حقیقت و یا حتی پرداختن به مسائلی که اهمیت چندانی ندارند. اگر چه شاید نکته جالبی که من از ادعای تیم سایت کوچه های تهران برداشت کردم، واقعاً منظور نظر آنها نباشد، اما اینکه آنها این نکته را در ابتدای معرفی نامه خود متذکر می شوند (که قرار است درباره چیزهایی بنویسند که معمولاً گفته یا شنیده نمی شوند،) تا حدودی تداعی کننده همان حرف قدیمی است. و البته فقط تا حدودی.
با اینحال آنها تقریباً به ادعای خود عمل می کنند. نشریه آنها را تصور من را از شهر تهران مخدوش می کند. اداره های آن را فراموش می کنم و رویدادهای فرهنگی خودشان را نشان می دهند.
هنرهای تجسمی، هنرهای نمایشی، ادبیات و موسیقی در تهران به وفور یافت می شوند. اکثر تهرانی ها محل تاتر بزرگ شهر را می دانند، در بیشتر محله ها چندتایی سینمای بزرگ هست، موزه ها و نگارخانه های هنر های تجسمی در شهر به وفور یافت می شود و تقریباً هر ماه چند کنسرت در تهران برگزار می شود. با اینحال رفت و آمد به فضاهای فرهنگی و یا شرکت در رویدادهای فرهنگی جزئی از تفنن های مردم تهران است. کارهایی که روزهای تعطیل به آنها مشغول می شوند و به غیر از صنف هنرمندان، اکثر مردم برای این قسم اتفاق ها اهمیت چندانی قائل نیستند.
سایت کوچه های تهران سعی می کند این رویدادها را دست چین کند. البته نه در غالب چند خبر کوتاه و یا گزارش های تصویری. بلکه به شکل گزارش های توصیفی. چیزهایی که حاصل تجربه های نویسنده از رویدادی است که در آن شرکت کرده و یا ایده های او درباره رویدادی که می خواهد در آن شرکت کند. فیلمی که قرار است اکران شود، تاتری که امروز برای آخرین بار روی صحنه رفته است، کتابی که تازه منتشر شده و حتی کنسرتی که لغو شده.
زبان اصلی سایت انگلیسی است. البته در بیشتر صفحه ها لینکی با عنوان «به فارسی بخوانیم» دیده می شود ولی در صفحه مبداء سایت، شما با هیچ نوشته فارسی روبرو نمی شوید. تیم سایت دلایلی برای آن دارند که البته برای من زیاد موضوعیت ندارد ولی خب چندان هم بد نیست.